به خاطر بسپار| ویکی پدیا فارسی

به خاطر بسپار

عطر تنم را به خاطر بسپار

با چشمان بسته

با دستهای بسته

با روحی به زنجیر کشیده شده

عطر مرا از فاصله های دور به خاطر بسپار

اگر روزی روزگاری از فرسنگها ، بوی عطر تنم به مشامت خورد

دبوانه وار ، به سمتم بیایی

دیوانه وار ، بو بکشی

دیوانه وار ، بمیری

و من مست شوم  و بگویم :

عروسک کوکی من خوش آمدی

بودنے ، چون بودن توست آرزو

 

امضاء : بانوی سرخ